گردشگری و سفر به عنوان یکی از نیازهای مهم مردم همیشه مورد توجه بوده و چه بسا ضرورتی انکارناپذیر برای تغییر ذائقه و روحیه مردم در هر زمان باشد. با وجود این به دلیل هزینههای بالا، سفر چند سالی است در کشور ما کمتر مورد استقبال قرار گرفته و مردم به جای روی آوردن به سفرهای پرزرق و برق و طولانی حتی به بیرون رفتنهای کوتاهمدت و کمهزینه هم اکتفا میکنند که البته این نیز خود نوعی سفر محسوب میشود.
در این میان، جنگ اخیر در ایران به عنوان یک عامل به شدت تأثیرگذار، سفر و گردشگری را به شدت محدود کرده و به نظر میرسد در چنین شرایطی که اکنون نزدیک به ۴۰ روز از آن را سپری کردیم، الگوی سفر با توجه به نبود امنیت در سراسر کشور تا حدودی تغییر کرده باشد و مردم اوقات خودشان را به گونه دیگری صرف کنند.
در این باره با دکتر سیدفرخ میرشاهزاده، کارشناس گردشگری و هتلداری به گفتوگو نشستیم و به موضوعاتی چون تغییر الگوهای سفر در زمان جنگ، تأثیر کلی آن بر زندگی و وضعیت اقتصادی مردم و ایجاد فرصتهایی برای گردشگری جدید پس از جنگ پرداختیم.
ریتم سفر در شرایط جنگ نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده است
میرشاهزاده در خصوص تفاوت الگوهای سفر در نوروز امسال با سالهای گذشته اظهار میکند: در خصوص توپولوژی سفر و الگوی گردشگری در کشور باید گفت، قاعدتاً بنا بر سوابق تاریخی روال بر این بوده که در روزهای خاص حجم سفر را به صورت انبوه در سراسر کشور شاهد بودیم اما اتفاقی که به واسطه جنگ رمضان افتاد و هجمههای غیرمتعارفی که به نقاط غیرنظامی صورت گرفت، شرایطی رقم خورد که موجب شد بخشی از این الگو متزلزل شود. البته ما ایرانیها عادت داریم داشتههای خودمان را به راحتی از دست ندهیم و سفر به ویژه در ایام نوروز جزئی از فرهنگ پنهان زندگی روزمره ما بوده و همچنان هم استمرار دارد.
وی ادامه میدهد: اگر یک بررسی در جامعه محلی مناطق مختلف داشته باشیم، خواهیم دید همه به سفر رفتند و کسی نبوده که به سفر نرفته باشد. در واقع فقط ریتم سفر تغییر کرده، به طور مثال این بار مسیر برعکس شده و همه خطه شمالی را به عنوان مقصد سفر انتخاب کردند به دلیل اینکه از لحاظ موقعیت جغرافیایی در شرایط جنگی حاضر ایمنتر بوده؛ منتها مصرف خدمات کاهش پیدا کرده است. قاعدتاً به خاطر شرایط جنگی، هتلها و مراکز اقامتی و به نوعی مراکز خاص پذیرایی ناچار به تعدیل وضعیت خدماترسانی خود بودند؛ یا تعطیل کردند یا به صورت نیمبند به دنبال بازسازی، احیا و آمادهسازی شرایط محیطی خود رفتند یا خدمات را به صورت محدود استمرار و ادامه دادند. این مسئله ناشی از آن بوده که تقاضای سفر برای استفاده از خدمات بسیار کمرنگتر شده و به نوعی مردم ترجیح دادند از منازل شخصی، ویلاها و امکانات خانوادگی که در اختیار دارند، بیشتر استفاده کنند تا به مراکز تجمعی گردشگری مراجعه کنند. این الگوی تغییر یافتهای بوده که در طول این دوره شاهد آن بودیم و این هم بدیهی است.
افزایش تقاضای سفر با پایان جنگ
این کارشناس گردشگری و هتلداری میافزاید: در واقع حساسیت بسیار بالای این صنعت از بدو شکلگیری آن ملموس بوده و هر اتفاقی میتوانسته این صنعت را تحت تأثیر قرار دهد، همان طور که ما در دوران کرونا و جنگ ۱۲روزه شاهد این تغییرات بودیم؛ هر دورانی که کوچکترین اتفاقی افتاده نخستین صنعتی که بلافاصله مجبور است انقباضی عمل کند، صنعت سفر است و به راحتی از سبد مصرف کنار گذاشته میشود و اکنون هم متأسفانه این اتفاق افتاده است.
وی بیان میکند: پیشبینیها مبنی بر این است که با حل و فصل مسائل به زودی شاهد یک تقاضای مضاعف خواهیم بود که بعید میدانم با این شرایط زیرساختهای گردشگری ما تابآوری لازم برای پاسخگویی به این درخواستها را داشته باشند. انشاءالله فعالان صنعت گردشگری در شرایطی که فرصت آمادهسازی وجود دارد، آمادگی لازم را پیدا کنند تا در آینده نزدیک بتوانیم پاسخگوی نیاز انبوه باشیم.
جنگ تأثیر ملموسی بر زندگی عادی مردم نگذاشته است
میرشاهزاده در خصوص دیگر تأثیرات جنگ میگوید: ما ایرانیها هیچ وقت رویههای خودمان را تغییر نمیدهیم و جنگ عملاً تأثیر ملموسی بر زندگی عادی مردم نگذاشته است. در خیابانها، بازارها و حتی شبها که در مراکز تجمعی قدم میزنیم میبینیم که عملاً اتفاقی نیفتاده، در حالی که در هر جای دنیا با یک صدای کوچک مردم فرار میکنند و پنهان میشوند اما ما تازه به خیابان میآییم تا ببینیم مسیر موشک از کدام سمت میرود. در واقع این اتفاق جالبی است و میتواند یک نقطه قوت باشد که برنامهریزان اجتماعی بتوانند یک برنامهریزی قوی برای آن انجام دهند و از این ظرفیت پویای اجتماعی استفاده بهینه بکنند.
این کارشناس گردشگری و هتلداری درباره فرصتهایی که میتواند پس از جنگ در صنعت گردشگری پدید آید، میافزاید: ما خیلی وقت است درگیریهای اینچنینی تحمیلی داریم، یعنی از آغاز انقلاب اسلامی تا به امروز شاهد چالشهای بسیار بزرگی بودیم؛ جنگ اقتصادی، جنگ هشت ساله، جنگهای روانی و جنگهای تشنجزای زیادی به ما تحمیل شده است ولی بحمدالله هیچ اتفاق برهم زننده ساختار اجتماعی در شرایط موجود رخ نداده و عملاً روال و مسیر پیش رفته و مهم این است که در صنایعی مانند صنعت گردشگری، خلاقیت و نوآوری است که بازار را هدایت میکند. ما باید به سمتی برویم که بتوانیم الگوهای نو و سبک و سیاق جذاب و کششپذیر را طرحریزی کنیم تا انشاءالله مخاطبان خودمان را بتوانیم به طور بهینه هدایت کنیم. به طور مثال اکنون در حوزه سفر و اقامت شرایط محدود شده ولی تقاضای استفاده از اوقات فراغت که حذف نشده، مردم هنوز از اوقات فراغت خودشان بهرهبرداری میکنند.
ضرورت توجه به گردشگران محلی و بومی
وی ادامه میدهد: متأسفانه در صنعت گردشگری کشور اعتقادمان بر این است گردشگر کسی است که از خارج از حریم جغرافیایی ما به مقصد ما مراجعه و از خدمات ما استفاده میکند، در صورتی که گردشگر میتواند یک بازدیدکننده باشد، میتواند یک متقاضی گذران اوقات فراغت باشد و این افراد میتوانند همان جامعه محلی ما باشند. یعنی اگر ما رویکردهای خودمان را بر مبنای مدیریت رویدادها و برنامهریزی اوقات فراغت برای جامعه محلی در صنعت گردشگری هدایت کنیم، مسلماً آمادگی سرویسدهی به متقاضیان خارج از محدوده جغرافیایی خودمان را هم خواهیم داشت و این اشتباه رایجی است که رخ افتاده و سبب میشود بعضاً در شرایط بحران، مراکز خدماترسان گردشگری به سمت نیمهفعال یا غیرفعال شدن بروند، به خاطر اینکه تصور میکنند مسافر یا گردشگر حتماً باید از بیرون از حریم جغرافیایی آنان وارد مقصد شود.
میرشاهزاده تصریح میکند: شاید همین جامعه محلی داخلی نیاز داشته باشد از خدمات اقامتی بهرهبرداری و استفاده کند. در واقع ما مشکلی به لحاظ پارادایم اجتماعی نداریم، شرایط جامعه پایدار بوده، اما مشکلمان در راستای ارائه خدمت و الگوهای خدمات است که انشاءالله باید یک سیاستگذاری موفق توسط سرمایهگذاران و بهرهبرداران انجام شود. ما هیچ وقت نباید انتظار داشته باشیم نظامهای حاکمیتی و دولت برای ما تعیین تکلیف کنند. درست است که وظیفه آنها نظارت و کنترل است، ولی در عین حال بهرهبردار بخش خصوصی و مالک آن مجموعه خدماتی است و او است که برای استمرار کسب و کارش باید برنامه داشته باشد و در نهایت از نهادهای بالاتر طلب حمایت کند.
این کارشناس گردشگری و هتلداری درباره تأثیر جنگ بر وضعیت اقتصادی و الگوی مصرف اقتصادی مردم نیز میگوید: در این حوزه هم باز ما آدمهای متفاوتی هستیم و الگوی بسیار متمایزی داریم. مسلماً وقتی بحران پیش میآید نخستین کاری که میکنیم، بنزین میزنیم تا بگردیم و از مسیر دور شویم. در واقع نگاه ما به شرایط، نگاهی طنزآمیز است. شما میبینید در سوپرمارکتها همه چیز به وفور وجود دارد و مردم هم حضور زیادی دارند و ما هیچ تغییری در رویههایمان نمیدهیم؛ فقط روال عملیاتی ما در شرایط بحران هیجانیتر میشود. در هر حال ایران کشور ثروتمندی است؛ داراییهای مردم قابل توجه و قابل قبول است. درست است شاید فقر در مکانهایی وجود داشته باشد اما عملاً اگر ریشهیابی کنیم، همه ما یک دارایی قابل قبول و شاید غیرمنقول داشته باشیم و آن هم ایران عزیزی است که انشاءالله بتوانیم از آن صیانت کنیم و در آینده روشن شرایط بهتری را با آن رقم بزنیم.
احترامفروشی مهمترین درس آموخته از صنعت گردشگری
وی درباره درسهایی که میتوان از تجربهها و پیامدهای جنگ در صنعت گردشگری آموخت نیز میافزاید: شاخصترین درسی که میتوانیم بگیریم این است که ایران سرزمینی است که زنده بودن آن به مردم آن است. باید قدر این مردم را بدانیم و برای این مردم ارزش قائل باشیم و به خواستههای آنها در حوزههای مختلف به ویژه در حوزه صنعت گردشگری به واقع نگاه کنیم. متأسفانه ما در صنعت گردشگری وقتی خدماتی را ارائه میدهیم فکر میکنیم به خاطر نیاز اولیه است که مخاطب به ما مراجعه میکند.
به فرض مثال اگر رستورانی تأسیس میکنیم فکر میکنیم طرف مقابل ما گرسنه است که داخل رستوران میآید و از ما خدمات میخرد یا اگر هتلی احداث میکنیم، فکر میکنیم طرف مقابل من بیسرپناه است که از این خدمات استفاده میکند در صورتی که در سلسله مراتب نیازهای بشری، اوج هرم نیازها از همه چیز اهمیت بیشتری دارد و مخاطب اگر گزینهای را انتخاب میکند، به خاطر رسیدن به آن اوج هرم نیازهاست.
میرشاهزاده ادامه میدهد: عملاً در حوزه خدمات ما هیچ محصولی برای فروش به غیر از احترام نداریم که متأسفانه در خیلی از موارد شاهد این هستیم که احترام از محصول خدمات در صنعت گردشگری حذف شده و ما میهمان را به عنوان یک نیازمند به غذا و نیازمند به اقامت یا خدمات جانبی میبینیم. باید این رویکرد را با توجه به عظمتی که ملت ما به اثبات رساندند، تغییر دهیم و بدانیم مردم ما احترام میخواهند و وظیفه ما در صنعت گردشگری احترامفروشی و نه غذافروشی و اتاقفروشی است و این رویکردها میتواند رونق آینده گردشگری را رقم بزند، این تنها درسی است که امیدوارم همه فعالان صنعت گردشگری از این وقایع گرفته باشند.





نظر شما